ساراسارا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

وروجک مامان و بابا

وروجك شيطون بلا

امروز سارا خوشکله یه تاب جدید خریده که مامان رو بیچاره کرده آخه دیگه ازش پایین نمیاد دیروز هم بعد از کلی وقت با مامان رفته پیاده روی اسب سکه ای پاساژ  سوار شده پیش چشم پزشک رفته آخه چشمش آب میومد و آقای دکتر گفت عفونت کرده وتا ده روز باید قطره بریزه از بس که این شیطون بلا دست به همه چی میزنه و بعد چشماشو میماله هر چی مامانم بشوره کمه توي اين عكس كاملا مشخصه كه چشم راست سارا گلي داره آب مياد وقرمزه                             امروز حرکت دست گل گلی مامان برا رقصیدن کامل شده آخه چرخشی شده ...
29 شهريور 1390

چی بگم از شیطونیهات گلم

عزيز دلم كوچولوي مامان امروز خودت حموم كردي ماماني سرتو شامپو ميزد اون وقت سارا گلي ميرفت زير دوش خودشو ميشست و ميومد كنار و مرحله بعد اين قدر مامان ذوق زده شده بود كه فقط ميخنديد و قربون صدقت ميرفت حيف كه بابايي نبود از اون قد و بالاي فسقلي و نانازيت فيلم بگيره كه اون قدر خوشكل ايستاده بودي و خودتو ميشستي وآبا آبا ميكردي پس امروز شد اولين حموم مستقل سارا جون  آخه هميشه  ماماني بغلت مي كرده و ميشستتت         ...
29 شهريور 1390

سارا و حیوونها

روز جمعه سارا كوچولو براي اولين بار عر عر و قد قد را از نزديك ديد هاپوهاي زيادي را هم ديد و تمام مدت براي هاپو هاپ هاپ مي كرد كوچولوي نازنازي تا كه مي خواستيم حركت كنيم  گريه مي كرد چون كه مي خواست پيش هاپو بمونه تازه سارا كوچولو با  ببعي يه عكس هم انداخت . شب سارا به خاطر خستگي زياد زود لالا كرد و تا صبح  هاپ هاپ و مِِِنُم مِنُم (ميو ميو )كرد احتمالا خواب هاپو و پيشي رو ميديد   ...
28 شهريور 1390

خانوم شده دخترم

سارا خوشكله ديروز براي اولين بار ناخن هاشو توي بيداري كوتاه كرد تا قبل از اين مامان بايد توي خواب ناخن هاي خوشكلشو كوتاه ميكرد اما ديروز خودش دستشو داد به مامان و تا آخر بي حركت موند امروز هم به ميمون گفت ميمه به انار ميگه انا به عمو ميگه عم امروز خيلي گلم خواب آلود بود در ظرفشويي رو باز كرده بود  و فكر كنم چون خنك بود ده دقيقه اي روي در لالا كرده بود الهي قربونت برم عزيزم امروز عزیز مامان زمین خورد و پیشونیش قرمز کرد الهی بمیرم ...
23 شهريور 1390

دامنه لغات سارا جون

ایو(الو)     آب (آب خوردن)             / آبو(اشاره به حمام يا آب بازي) /به به(اشاره به غذا) /به به    (با تلفظ كشدار اشاره به چيز زيبا) / صداي هاپو( هاو هاو). پيشي (مينم مينم). قور     قوري(خوووووو). ببيي(ب  ب) شیر (هوووووو)   دد(اشاره به بيرون) ماما   بابا   بي ده(بده) ن ن(ني ني يا بچه ها) .تاوپ(توپ)  تاب تاب(0اشاره به تاب). له له(لا لا)هوم هوم(اشاره به ماشين يا سه چرخه).  پتو(پاشو) عيي(علي) عيي ييا(علي رضا)اه اه(خراب كاري)     سارا جون يه جمله هم ميگه: آب بيده ...
18 شهريور 1390

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

سارا جون  روز سه شنبه 8 شهريور با ماماني و بابايي  رفتند شيراز آخه مادر جون سارا عمل قلب داشت عمل كه اون روز با موفقيت انجام شد و تا روز شنبه شيراز مونديم توي اين مدت باغ ارم رو با عمو علي ديديم كلي با ماهي هاي توي استخر باغ سنگي بازي كرديم و بهشون غذا داديم  شهر بازي رفتيم  لباس هاي خوشكل خرديم واسه سارا خوشكله و كلي ني ني ديديم . سارا جون با همه دوست ميشد هر كس گل مامان رو ميديد لپشو ميكشيد و باهاش دوست ميشد.عزيز مامان خيلي سختي كشيد دير ميخوابيد دير غذا ميخورد ولي كلي خوش گذروند  خدا رو شكر مادر جونم خوب شد و بيشتر خوشحال شديم               &nbs...
16 شهريور 1390

شيطوني هاي من

دوشنبه شب من و آبتين با ماماني ها براي اولين باررفتيم پياده روي  بعد هم اومديم خونه ما کلی بازی کردیم و سه شنبه شب مهمون عمو ابراهيم افطار دعوت بوديم تالارما دوتا حسابي  حال كرديم و تمام غذاها رو ريختيم زير ميز و حال همه رو گرفتيم و حسابي خوش گذرونديم ماماني مي گفت فكر كنم نذارن  امشب ما بريم خونه اخه ني ني ها اينجا را خيلي كثيف كردن ولي نمي دونم منظورش چي بود بعدشم ما مانيها رفتن استخر و منو آبتين كلي بازي كرديم مرسي عمو كه مارو به مهموني دعوت كردي و ميدون بازي واسه ما راه انداختي ...
2 شهريور 1390